طریق عشق این راه ادامه دارد تا خدا...
| ||
|
موضوعات مرتبط: مناسبت ها، ، [ شنبه 30 دی 1391
] [ 8:48 بعد از ظهر ] [ طریق عشق ]
ای آخرین توسلِ سبزِ دعای ما؛ آیا نمی رسد به حضورت دعای ما؟ شنبه، دوباره شنبه ...، دوباره سه نقطه چین؛ بی تو، چه زود می گذرد هفته های ما ... موضوعات مرتبط: درد دلی با صاحب الزمان(عج)، ، [ پنج شنبه 28 دی 1391
] [ 5:13 بعد از ظهر ] [ طریق عشق ]
پیراهن سیاه ز تن دور می کنیم آن را ذخیره کفن و گور می کنیم اجر دو ماه گریه بر غربت حسین تقدیم مادرش از ره دور می کنیم عزاداریتان قبول ،ربیع مبارک
موضوعات مرتبط: مناسبت ها، ، [ یک شنبه 24 دی 1391
] [ 1:18 بعد از ظهر ] [ طریق عشق ] [ جمعه 25 دی 1391
] [ 8:22 بعد از ظهر ] [ طریق عشق ] موضوعات مرتبط: مناسبت ها، ، [ جمعه 22 دی 1391
] [ 1:1 بعد از ظهر ] [ طریق عشق ] اربعین آمد و اشگم ز بصر می آید
موضوعات مرتبط: متفرقه، مناسبت ها، ، [ جمعه 14 دی 1391
] [ 10:16 قبل از ظهر ] [ طریق عشق ] [ پنج شنبه 10 دی 1391
] [ 4:15 بعد از ظهر ] [ طریق عشق ] ای انسان، قدر خود را بدان؛ موضوعات مرتبط: کوتاه اما خوناندنی ...، ، برچسبها: انسان, خدا, [ پنج شنبه 9 دی 1391
] [ 11:9 قبل از ظهر ] [ طریق عشق ] بنده که نباشی؛ موضوعات مرتبط: کوتاه اما خوناندنی ...، ، [ پنج شنبه 8 دی 1391
] [ 5:55 بعد از ظهر ] [ طریق عشق ] دلتنگی؛ دعوت محبوب برای حضور در اعماق بیکران دل است؛ دل های بزرگ خدا را می طلبند؛ و دل های کوچک دیگران را!... موضوعات مرتبط: کوتاه اما خوناندنی ...، ، برچسبها: دلتنگی, خدا, [ پنج شنبه 7 دی 1391
] [ 10:50 قبل از ظهر ] [ طریق عشق ] رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند :
أَلشِّتـاءُ رَبیـعُ الْمُـؤمِنِ، یَطُولُ فیهِ لَیْلُهُ فَیَسْتَعینُ بِهِ عَلى قِیامِهِ وَ یَقْصُرُ فیهِ نَهارُهُ فَیَسْتَعینُ بِهِ عَلى صِیامِهِ؛ = = = = = = = = = = = زمستان بهار مؤمن است، از شبهاى طولانى اش براى شب زنده دارى، و از روزهاى کوتاهش براى روزه دارى بهره مى گیرد.
وسائل الشیعه: ج۷، ص۳۰۲، ح۳
موضوعات مرتبط: متفرقه، ، [ چهار شنبه 6 دی 1391
] [ 1:4 قبل از ظهر ] [ طریق عشق ] حضرت ایت الله مجتهدی: برگرفته از مطالب "سجـ{مبین}ــاد" موضوعات مرتبط: کوتاه اما خوناندنی ...، ، [ شنبه 3 دی 1391
] [ 8:0 بعد از ظهر ] [ طریق عشق ]
پس از آفرینش آدم خدا گفت به او: نازنینم آدم.... با تو رازی دارم !.. اندکی پیشتر آی .. آدم آرام و نجیب ، آمد پیش !!. ... زیر چشمی به خدا می نگریست !.. محو لبخند غم آلود خدا ! .. دلش انگار گریست . نازنینم آدم!!. ( قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید ( !!!.. یاد من باش ... که بس تنهایم !!. بغض آدم ترکید ، .. گونه هایش لرزید !! به خدا گفت : من به اندازه ی .... من به اندازه ی گلهای بهشت .....نه ... به اندازه عرش ..نه ....نه من به اندازه ی تنهاییت ، ای هستی من ، .. دوستدارت هستم !! آدم ،.. کوله اش را بر داشت خسته و سخت قدم بر می داشت !... راهی ظلمت پر شور زمین .. طفلکی بنده غمگین آدم!.. در میان لحظه ی جانکاه ، هبوط ... زیر لبهای خدا باز شنید ،... نازنینم آدم !... نه به اندازه ی تنهایی من ... نه به اندازه ی عرش... نه به اندازه ی گلهای بهشت !... که به اندازه یک دانه گندم ، تو فقط یادم باش !!!! نازنینم آدم .... نبری از یادم ؟؟!!!!..
موضوعات مرتبط: صمیمی با خدا ...، ، [ شنبه 2 دی 1391
] [ 6:8 بعد از ظهر ] [ طریق عشق ] |
|