طریق عشق این راه ادامه دارد تا خدا...
| ||
|
سخن آغاز کنم از دهنم یا گوشم؟ که در اینجا دهنم زخم شد آنجا گوشم چار انگشت که مردانه و نامحرم بود پلی از درد زده از دهنم تا گوشم نبض دارد همه ی صورتم از کثرت درد شده از شدّت خون قلب من امّا گوشم پای تا سر همه از شوق تو چشمم امّا به نسیم سر زلف تو سراپا گوشم شده حسّاس تر از پیش به گرما چشمم شده حسّاس تر از قبل به سرما گوشم وای بابا دهنم، دستم، چشمم، مویم وای بابا بابا بابا بابا گوشم... ارث پهلوی شکسته که رسیده ست به گوشم من هم انگار که رفته ست به زهرا گوشم موضوعات مرتبط: متفرقه، ، [ پنج شنبه 29 آذر 1391
] [ 7:43 بعد از ظهر ] [ طریق عشق ] [ پنج شنبه 30 آذر 1391
] [ 6:14 بعد از ظهر ] [ طریق عشق ] يک نيمه شب بهانهی دلبر گرفت و بعد قلبش به شوق روي پدر پر گرفت و بعد اما نيامده ز سفر مهربان او يعني دوباره هم دل دختر گرفت و بعد آنقدر لاله ريخت به راه مسافرش تا خواب او تجلي باور گرفت و بعد آخر رسيد از سفر، اما سر پدر سر را چقدر غمزده در بر گرفت و بعد گرد و غبار از رخ مهمان مهربان با اشک چشم و گوشهی معجر گرفت و بعد انگار خوب او خبر از ماجرا نداشت طفلک سراغي از علي اصغر گرفت و بعد از روزهاي بي کسي اش گفت با پدر يعني نبرد بغض و گلو در گرفت و بعد: خورشيد من به مغرب گودال رفتي و باران تير و نيزه و خنجر گرفت و بعد معراج رفتي از دل گودال قتلگاه نيزه سر تو را به روي سر گرفت و بعد دلتنگ بود دخترت و سنگ ِ کينه اي بوسه ز چهره و لب و حنجر گرفت و بعد اما دوباره فرصت جبران رسيده بود يک بوسه آه از لب پرپر گرفت و بعد جان داد در مقابل چشمان عمه اش با بال هاي زخمي خود پر گرفت و بعد ... موضوعات مرتبط: کوتاه اما خوناندنی ...، ، [ پنج شنبه 28 آذر 1391
] [ 12:55 قبل از ظهر ] [ طریق عشق ] [ پنج شنبه 16 آذر 1391
] [ 1:15 قبل از ظهر ] [ طریق عشق ] |
|